ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

4

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

قدرقدرت سليمان حشمت سكندر شوكت ، كيوان رفعت ، خورشيد منزلت ، مشترى سعادت ، « ناهيد عشرت » مريخ صولت ، آب و رنگ گلستان سرورى ، گلگونهء بهارستان ملك‌افزائى و ملت‌پرورى . يگانه گوهر بحر دين و دولت ، فروزندهء اختر مشرقين ملك و ملت ، سايهء رحمت الهى ، خورشيد سپهر پادشاهى ، رافع اعلام دين و دولت ، ناصب رايات فتح و نصرت . زبدهء نتايج اركان . جامع مكارم خواقين معدلت آئين جهان . و هو السلطان الاعظم و الخاقان الاكرم مالك رقاب الامم ملوك العرب و العجم . باسط بساط عدل و احسان ، السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان لا زال كوكب دولت القاهره شاهنشاه عالم‌پناه فتحعلى شاه قاجار خلد اللّه ملكه ، منسلك و حسب الامر آن شاهنشاه ظل اللّه مأمور به سفارت دار السلطنهء لندن كه پاىتخت دولت انگليس است گرديده ، از راه انادولى و اسلامبول روانهء آنجا شده چندى در ميان جماعت انگليس توقف و خدمت سفارت را به انجام رسانيده ، با ايلچى بزرگ آن دولت از راه ينگى دنيا و سرانديب و بندر بمبئى وارد بندر ابوشهر و از راه عراق به شرف خاكبوسى آستان آن شاهنشاه همايون سرافراز گرديده ، [ و كتابى از وقايع آن سفر در سلك تحرير درآمده كه جلد اول موسوم به حيرت‌نامه باشد ] « 1 » بنابراين مجملى از كيفيت مبانى تحرير شده . خلاصه چون قريب به چهارده سال بود كه طايفهء روسيه بدستيارى اهالى گرجستان فى الجمله دستى در بلاد آذربايجان يافته بودند و بناى منازعه با دولت عليهء ايران در ميان داشتند . و در سال 1228 هجرى بناى مصالحه فيما بين دو دولت عليه استقرار يافت . جناب صاحب معزى اليه برحسب امر شاهنشاه عالم‌پناه مأمور به انجام اين خدمت و به‌جهت قرار مصالحه روانهء چمن گلستان كه من محال قراباغ است گرديده . از چمن اوجان كه در آن هنگام مضرب خيام فلك احتشام بود ، حسب الحكم قضا بيضا با استعدادى شايستهء وكالت دولت ، و اهميتى درخور مصلحت دولتين ابدآيت ، با فرمان و نشان و وكالت مطلق مأمور ، در محال قره‌باغ و در مسير رودخانهء زيوه من محال گلستان ارم با جنرال انشف رديشجوف سردار عساكر روسيه كه او نيز درباب مصلحت از آن دولت حكم وكالت داشت ملاقات و قريب به پنجاه روز در چمن مذكور توقف و امر مصالحه را بروفق مصلحت دولت و ملت به موافق فصولى كه در عهدنامهء مباركه مضبوط و مندرج است به انجام رسانيده ، نائرهء مخاصمت را كه چهارده پانزده سال فيما بين عساكر جانبين افروخته بود ، بزلال كاردانى و كفالت منطقى شناخته معاودت به دار الخلافه نموده ، چون خدمات جناب معزى اليه شايسته و مقبول راى اقدس همايون شهريارى افتاد مورد تفقدات بىپايان گرديد . از مراحم اعليحضرت ظل اللهى به عطاياى فاخره ، از قبيل خنجر و شمشيربند مرصع و كارد مكلل و شرابه‌شده مرواريد و يراق اسب مرصع و نشان شير و خورشيد الماس و مرخصى و استعمال هر گونه و هر قسم اسباب و لباس ترمه كه مخصوص امراء خاص ، و مقربان بالاختصاص مىبود ، بين الاماثل ممتاز آمده و چون در عهدنامه مقرر شده بود ، براى استحكام امر مصالحه سفيرى سترك بدولت بزرگ مأمور شود ، جناب معزى اليه شايستهء اين خدمت آمده . حسب الامر قدر قدرت « 2 » شاهنشاهى براى تداركات سفر مزبور رزوانهء

--> ( 1 ) - متن مخدوش است و قياسا به صورت بالا اصلاح شد . ( 2 ) - متن : قدرقدر نسخهء مج قدرقدرت